داستان - همسفرمهتاب   

در باز شد و دختر کوچولوي نه ساله اي که خيلي پريشان بود به طرف دکتر دويد:" .... از بخت بد من ،هيچ کس نمي خواست پياده شود.تو اتوبوس اصلا جانبود،ولي چون ديرم ......