زهرا " 2007 " دسامبر   

... اینکه من به قدر توانایی و ظرفیتم برای خودم و زندگیم و خانواده ام تلاش نکردم. ... هزار خورشید درخشان داستان دو زن افغانی به نامهای لیلا و مریم هست. ......

گروه قشنگ داستان نویسان   

با خودم کنار اومدم. امروز صبح زودتر بيدار شدم. .... ...ولی برخلاف بچگيت ديگه تپل نيستی ! ......

آدم و حوا   

ولي هيچ كس نمي بينم بنويسد كه دماوند صبح ها، وقتي خورشيد هنوز پشت افق آن روبرو ... سرگذشت " داستان فکر ایرانی " "پيام يزدان‌جو" با دنياي ترجمه خداحافظي مي‌كند ......

شراب تلخ: October 2003 Archives   

تصميم گرفتم دوباره خودم را پيدا کنم و به تمرکز فکری که نياز دارم دست يازم. ... بسيار ديده‌ايد و شنيده‌ايد که فلان کس خوش شانس و يا بد شانس است. ......

کت بالو: July 2007 آرشیو   

گمونم دلیلش این باشه که هر کس با خوندن کتاب .... (انصافا نه چندان زیبا)ی تپل مپل درشت سی و ......

پيمان ملي - داستان دنباله دار: دیدار تلخ (قسمت چهارم)   

... و لي آن لحظه ها، زماني چنان بحراني است که هيچ کس به اشاره هاي او توجه نمي کند. ... خودم ديدمش که آمد روي بلندي تپه که در ياچه را تماشا کند. ......

زندگی دوگانه اینانا » 2004 » February   

رستم تپل و قلنبه باشد بامزهتره يا قد بلند ... زماني کسي همت کند و براساس شخصيتش داستاني ......

مریم گلی - June 2007   

فقط کافی بود قهرمان داستان از ته دل از خدا چیزی بخواهد و تا آخر فیلم خواسته اش را بدست بیاورد. ... پیاده می شوم و فکر می کنم آنها می روند تا سرزمین هیچ کس ......

رادیو زمانه | قصه زمانه | برگزیدگان مرحله دوم | نواربرگردان   

هیچ‌ کس نمی‌تواند بگوید چرا بی‌پروا برای با هم بودن نخواهیم جنگید. ... اگر خودم نمی‌دیدم فکر می‌کردم باز داری توی آن کاغذهات فضای دراماتیک می‌سازی. ......

گردون ادبی: "دست نوشته های قابيل" - کيوان حسينی، پراگ   

... وقت به اين وبلاگ در وبلاگ خودم لينک ندادم، يا حتي پيغامي برايش ... نام هيچ کس اين راه را ... کاش امروز وقتي پرسيدم تو در داستان هابيل و قابيل، قاتل را دوست ......

شوراي گسترش زبان فارسي   

... خودم ... و خوابش آن چنان شيرين است كه هيچ كس دل بيدار كردن او را ندارد. ... پسر بزرگه صاحب دو دختر چشم سياه تپل مپل، شبيه به ننه اناري شده و فكر انتقام ......

داستان كوتاه « خار مغیلان   

كمي با خودم فكر كردم. لبخندي زدم و گفتم .... لپش به لپ تپل معشوقه کوچولوش دوست نداشت، در ......

Mandegar ::عنكبوت نفرین شده   

آن وقت دیگر هیچ كس جرات نداشت قدم د ر آن ... دارم با چشای خودم می بینم. ... تعجب می دید هرازگاهی سه – چهار مگس تپل وزوزكنان از روی چاهك بلند می شوند، بی ......

فرهنگ گفتگو   

تپل و سبزه‌رو بود و دملي گنده ... اما صورت‌ها خيلي زيادترند، چون هر كس چند صورت دارد. ... و وامانده بودند كه به داستان خواب او گوش دادند و ناخودآگاه ......

رمان بلند شیطان کیست ؟ - تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن | HamMihan Forum   

رمان بلند شیطان کیست ؟ تالار داستان و داستان نویسی ... علاقه ی دوستانش بود حالامجبور بود از همه چیز و همه کس خصوصاً معشوقه اش جدا شود......

1   2   3   4   next   last