آن داستان "من و دوست امریکاییام" را میخوانم و فکر میکنم نکند یک روز به پوچی برسم، شاید باید .... خلاصه یک دستش رو زنداییم می گیره و یک دست دیگه رو خواهرش. ......
یه زمانی بعد از خوندن داستان "clay" اثر جیمز جویز فکر می کردم نکنه من هم مثل قهرمان قصه فقط ... خونه داییم با زنداییم کلی حرف زدیم و از هر دری صحبت کردیم. ......
تحمل کنم و شیفتم و زودتر به دست زنداییم دادم... و رفتم پیش صبای عزیزم و یک ساعت هم براش از بابا رفیع ام و خاطراتمون گفتم و گریه کردم تا جایی که سر درد و ......
اینم داستان سکسی.<؟؟<؟<؟<؟<؟<؟<. من (بهزاد) توی یک خانواده مذهبی بزرگ شدم ... من همینجور دراز کشیده بودم که دیدم زنداییم بدون چادر و با یه بلوز شلوار تنگ ......
قلیون می کشیدیم حال میداد بعد هی زنداییم میزد تو سرم می گفت نکش انقدر منم گوش می دادم می کشیدم دوباره . ..... و ستاره : که نمیدونم چی بگم .. ادامه داستان : ......
حامد جونم امشب زنداییم و دخترش میان اینجا آخه داییم رفته کیش برای چندروز و اونا هم تصمیم ... اینم داستان کیک خامه ایی مونا. ......
یه بازی جالبی که کردیم این بود یه کتاب حافظ گرفته بودیم و باس این و اون الکی فال میگرفتیم به این صورت که مثلا من کتاب حافظ رو باز میکردم و برای زنداییم یه ......
از زنداییم . 7. چه کاری بیشتر از هر چیز دیگه خوشحالت می کنه؟ ... سعیدم همین سوال رو از من پرسیده و گفتم که اصل انتخاب کویر داستان داره که اینو ول کن ولی بعد ......
بذارید موضوع گفتگو و بعضی جاها بحثمون رو واستون بگم! داستان از اینجا شروع ...... ماشین جلو نشسته بودن امیر حسینم عقب، زنداییم بر میگرده نگاش میکنه دیده بسته ......
سلام بی مقدمه میرم سر داستان ..... بلاخره صبح به خونه ی داییم رسیدیم داییم خونه ی قشنگی ... زنداییم حرف میزن که مثل همیشه داشت پشت سر من چرت و پرت میگفت ......
امروز می خواستم ادامه «بی عشق نمی توان» علی تفرشی را بخوانم، داستان پسر ۱۰ ساله ای که عاشق معلمش می شود ... ولی هیچ کدوم لذت sms بازی من و زنداییم رو نداره. ......
حالا زنداییم مگفت برش مگم یزی گف مزنی یزن دیه اصطلاحات یزی نگوخب نمفهمن چی .... نويسي وروديمون يه سنت قشنگ هست و اون اينكه آخر و وسطای هر جزوه يه داستان يا ......
بابا اینایی که من می گم بخدا داستان نیست. بخدا به سرم اومده یکی کمکم کنه ...... اگه کلاس نداشتم حتما می رفتم آخه من یه خواهر شوهرم به زنداییم گفتم رو من به ......
راستی امروز عصر شنیدم که پدر زنداییم فوت کرده خدا رحمتش کنه. از همه دوستان عزیز و سروران گرامی ... مگر داستان عشقم بود شکوفه یی که شبانگه شکفت و فردا مُرد؟ ......
در مجموعه تازه ای که جلوی دوربین خواهد رفت، داستان آدم بی گناهی روایت می شود که به ... ولی بعدآ لیلا جون( زنداییم ) که زحمت عکسا و فیلمو کشیده به من گفت آقای ......
