من روایت میکنم
تمام دیشب با فکرهای عجیب و غریب درباره این داستان خوابیدم. صبح با صدای مامانم از خواب بیدار شدم. آمده بود تو اتاقم که بگه نتیجه آزمایش بابا چی شده. ......
افاضات مامان بانو و بابا جون جوني >> دوربينمون خراب شده ...
حالا این داستان را چند بار شنیده باشیم خوبه؟ من داشتم با مامایی تلفن حرف میزدم٬ ... دیروز صبح هم آرش و مامان آرزو و مامایی آبجی آرش اومدن پیش ما و این دوتا ......
Iran Interlink exposing Mojahedin Khalq Rajavi cult
موقع رفتن آرش کسی متوجه رفتن وی نشد . عملیات اعزام مخفیانه انجام می شد و بچه ... گفتم می خوام برم پیش بابا و مامانم . سریع کاغذ را گذاشتند جلوی من :که خودت ......
من و آرش - عروسی - قسمت دوم
(فلاش بک به عقب: یه نکته تو داستان قبل جا مونده بود اونم ماجرای گل عروسیم بود. .... فامیلای آرش اینا بعضی ها خیلی مومن هستن و مامان ارش هم خانوم مومنی هستن ......