مهمان مامان براساس داستان نيمه بلندی به همين نام نوشته هوشنگ مرادی کرمانی ... يک زوج تازه ازدواج کرده که داماد، پسر خواهر زن خانواده و افسر نيروی هوايی است. ......
حسابی مست کرده بود برای من و خواهر کوچکم از اسب دوانی و مسابقات بین المللی تعریف ... رفتم کنار مامان و دستش و بوسیدم، اسلحه را برداشتم به سمت جو ......
داستان ما از اينجا آغاز مي شود كه اين دو خواهر و برادر با پيرمردي دانشمند آشنا مي شوند و .... -وسط حرف بابا و مامان نپريم. -به مامان و بابا احترام بگذاريم ......
ـ آخه مداد عزيزم ، چرا متوجه نيستي ، اگر مامان بيايد و اين خطها را توي دفتر ... زنگ نقاشي ؛ مرجان از من و خواهر و برادرهايم خواهش مي كند كه در كشيدن يك ......
من و مامان و اون نشسته بودیم دور میز آشپزخونه. مامان براش چایی ریخت با از ... مثلاً می خواست بگه نگار جای خواهر منه! آخه ما آدما یا باید به هم به چشم یه چیز ......
