در اين كتابخانه هر كس داستان به ظاهر بى اهميت زندگى ... سرش را گذاشته بود روى سينه ام. ......
دوباره شاهد آغاز داستان تکرارییی شده بودم که میگویند تنها داستانی است كه ... آستین حلقهای بلوز عسلیرنگی که به تن داشت، بند ظریف سینه بندش دیده میشد. ......
هر کس می خواهد ما را بشناسد داستان کربلا را بخواند اگر چه خواندن داستان را سودی ... عباس و علقمه، عباس و دستهاى از تن جدا، عباس و سينه اى پرتير، ......
در دل غارها و سينه كوهها، و دو هزار و پانصد و شصت ... باشد. دسترنج هر كس حاصل ......
قلب او چون حيواني وحشي سربر قفس سينه اش مي ... فرقي نمي كند كه آن كس حتي همسراوا باشد. ......
اه آقا ابل اين داستان سينه به سينه از يك نسل به نسل دي?ر منتقل شده است و هي? كس هنوز جرأت ......
فريبندگى يكى از ويژگىهاى شعر است. اين كه مهارت، ذوق و پرواز شاعر، جادويمان كند....
... بايد روشنی افروزكودكانم داستان ما ز آرش ... دل مهری نمي ورزيدهيچ كس دستی به سوی كس نمی ......
گفتم: " مادرش به عزا بنشیند آن کس که تو را..." گفتی: "تقصیر او نبود ... گفت:"پیرزن ــ چه صدای رسایی داشت، با سینه ای ستبر و پرمدال،ــ حکم میکنم در این ......
مثل بچه ای که به سینۀ مادری چنگ می اندازد و مک می زند و ... به آدم بر می خورد که بخوابد توی رختخواب پهلوی کسی و آن کس همینجور دراز بکشد و هیچ کاری نکند. ......
روز چهارشنبه سرد سرفه هاى مادربزرگ و شيشه خالى شربت سينه به عنوان يك موتيف در داستان ......
... مي رفتيم و من به بالا نگاه مي كردم كه ناگهان رگبار گلوله از روي سينه ام گذشت. ... حتما مرا با جاسوس يا كس ديگري اشتباه گرفته بودند، چون تصميم گرفتند دفنم نكنند. ......
هرچي باشه مهم نيست فقط كس داشته باشه. .... اين دفعه از زير دستامو بردم و سينه هاشو گرفتم. ......
