داستان «وقتي مامانم ناز مي كنه» نيز خبر از پابست مادر خانواده به تقدير ناگزيرش ... در عين حال نويسنده با نثري شسته رفته و خلق فضاهايي متفاوت از زندگي، در ......
بعد از اون خدا بیامرز شروع کردم به مامانم حال دادن و حداقل سالی یه مسافرت با .... این جریانات آدم و یاد اون داستان معروف مولوی میندازه که همه ما عادت داریم ......
فرصت خوبي است كه الان به سراغش برويم و از او درباره حال و هواي مجموعه بپرسيم. درک شوخی ها و لحظه ها جوان خيلي زود گرم صحبت ميشود. «نشاني، داستان زندگي دختري ......
بعد، بیشتر از گذشته و از خاطرات و از مامان و بابا که دیگر نبودند، حرف زده ..... نیاز و نماز و روزه و زیر لب دعا خواندن و نجس و پاکی کردن و صدقه دادن ندارد. ......
شب تاسوعا بود که من و آرمان تو اتاقم در حال انجام دادن حرکت علمی Need For Speed (!) بودیم که مامانم صدام کرد. - احمد! - بله. - برو یه دقیقه خونه مامان بزرگ ......
