گفته های بینندگان-ادبيات داستاني   

ديگر پيرت ميداند كه اين پدر آمرزيدهها در يك آب خوردن چه بر سر ما آوردند. ..... بویژه ملیت های که دیگر که در خاک این سرزمین داستان و شعری سروده نظری کن ! ......

آکادمی فانتزی :: مرجع هواداران علمیتخیلی و فانتزی: تالارها ...   

همیشه فکر کن تو یه دنیای شیشه ای زندگی می کنی ؛ پس سعی کن به طرف کسی سنگ .... بعد از اتمام نامه گلويش را جر ميدهم و دهانم را جلوي فواره خون داغش ميگيرم! ......

آيا ازدواج خوب است يا نه؟؟؟   

بعد از ازدواج: خوردن غذا هاي سوخته با منت نتيجه گيري اخلاقي: تقويت معده Laughing 4. قبل از ازدواج: استراحت مطلق بي جر بحث بعد از ازدواج: كار كردن در شرايط ......

Amir Sepehr   

داستان سیاوش و ریختن خونش، چه سنخیّتی و تشابهی با حماسه داره؟. آزخواهی کیکاووس و تسخیر آسمان، چه ربطی به حماسه داره؟. مغز جوانان مردم را خوردن ، چه ربطی به ......

حوزه - مقالات -چند داستان از زندگی امام رضا (ع) -   

تازه، بعد از یک بار آب خوردن درست نبود که دوباره تقاضای آب کنم. .... مأموران حکومتی جار زدند که امام می‏خواهد قبر هارون را زیارت کند، امّا امام با یک حرکت ......

زاویه   

فورا در یکی از سخنرانی هایش از بی دینی تو حکایتی می سازد و انوقت خر بیار و باقلی بار کن . ولی ما گوش مان به این داستان بدهکار نبود و ملا هم می دانست که نباید ......

گرگ بيابان - پاسخ به کامنت های دو پست اخیر   

در ضمن هرچقدر مطلب وبلاگت رو خوندم کمتر متوجه داستان ققنوس شدم. شاید به زبان دارکوب می نویسی. ... از اینکه از جر خوردن کون ما شاد می شوید به خود می بالیم. ......

... تا بوده، لاتاری هم بوده / انوش دلاوری   

در واقع بقیه ی عناصر داستان در لاتاری به شکلی سنتی کامل شده اند تا به کمک موضوع ... این ماهی برای من منزلت مخصوصی دارد، چون مادرم با خوردن همین ماهی مرد. ......

زندان نورمن گارد • مشاهده مبحث - داستانی مرموز   

کارش رو تموم کن .سورنا به عقب بر گشت و به چشمان دیهیم که به صورت هفتی شکلی ... سورنا و کارین طبق معمول گذشته با بی تفاوتی به خوردن مشغول شدند و تنها یک بار ......

zarifi, طنز ,tanz, ariaye   

درحال چای خوردن وکپ زدن بودیم که آقای سامل رییس اداری آمد بعد از احوال پرسی روی ... این بودداستان نمک حلالی من ونمک حرامی آقای حسینی داستان نویس که امید است ......

آرامتر از نبض یک مرده   

داستان اصلا اينجوری نبود . اصلا تو کل ِ اين داستان ِ آقای تالکين نه مرغ داشتيم نه .... صدای جر خوردن . پاره شدن ِ اولين بيل برد . فرياد ِ جمعيت : «يکی ديگه! ......

ADCO داستان   

همسايه گوساله را برده بود و در جر بالای آبادی انداخته بود تا گرگ و زاغ بخورد. ... و بعد خودش به علف خوردن پرداخت. علف را جويد، تند و تند جويد و خورده کنار ......