آن شب توي تخت مري شوهر مستش را از پشت بغل کرد و ناز کرد و آرام توي گوشش گفت: .... آل احمد ديباچه و داستان پنجمِ کتاب چهل طوطي - سيمين دانشور، جلال آلاحمد ......
در بخشی از داستان سفر محمود دولت آبادی، آمده است: امشب سیزدهمین شبی بود كه ... را كنار دستش میگذاشت، دستهایش را زیر بغل فرو میبرد، چانهاش را میان یقهاش جا ......
داستان يکی از معلولان جنگ که با عصای زير بغل و يک پای بريده در خيابان درازی بهراه افتاده تا مدال درجهی يک قهرمانی جنگ را بفروشد و به شکمش بزند، اما در ......
پنجشنبه 2 اسفند ماه سال 1386. رایس تو بغل دائیش. عزیز برادر مواظب باش داستان دوست قزوینی خانم رایس پیش نیاد که شما هم تحریریم میشید ......
ببخشید که این نوبت، یک بغل گل موفقیت را با چنین سؤال عجیبی شروع میکنم، زیرا ... چنانچه این داستان را یکی از دوستانتان برایتان تعریف میکرد، شاید به او توصیه ......
ديو لنگه و كوكبه,يوسف عليخاني, داستان . ... ايرج و تورج، نرفتند خانه تا اول كوكبه را ببينند كه سبد علف را زير بغل دارد و مي رود طويله انبار. ......
فک نکنم برای یه دختر انگیزه ای از ین قوی تر باشه.................. تازه یاد گرفتم از این حس دخترا لذت ببرم !!! داستان سکینه بغل دهی رو ببینید ......
نوشته های عاشقانه عکس های عاشقانه داستان های عاشقانه. ... و بعدم لبهاش گونههاي پسر رو لمس كرد و پسر هم اونو بغل كرد و رو تخت خوابوند و دم گوشش گفت: پس تمام ......
لينك هاي برگزيده. داستان زيبا و خواندني معاون دبيرستان (6) .... بغل هم بغل هم نشسته اند. دور تا دور. انگار روی هم سوار شده اند. آن عروسك ها را می بینی؟ ......
اما این که نشد مقدمه داستان ، مرد چرا باید سر قرار حاضر شود با چه کسی ملاقات .... وقتی می آمدم، نامه را جیب بغل کت گذاشته بودم، در فاصله چند خیابان، دو سه ......
يک داستان کوتاه. از عــلی پيـــــــام. دال، گرد گاو چرخيد. ... گردن گاو را بغل زد و حس کرد گرمای آن به يک باره جرقه زد و سر تا پای دال را لرزاند. ......
او مرا بغل کرد و چند باری با مهربانی دستانش را بر سر من کشاند و زیر لب اینگونه گفت : ... پس از آن بتهوون مرا بغل کرد و پیشانی مرا بوسید و گفت : ......
داستانی که سراپا دروغ و خدعه است و اصلأ از اینکه حسن عسکری را پسری بوده است ... این صحنه نمایش را به همان افرادی واگذار کنیم که همواره چوب زیر بغل جمهوری ......
محمدعلي خامهپرست. شعر نو ، داستان نو ... خط از بغل زانو شکسته. تا ا ا ا ا ا ا رسيده زير چانهي خواب. تا ا ا ا ا ا ا ا چشمهاي پُف کردهي جنگل.» ......
تصاویری از ابتذال در جشن چهارشنبه سوری. این دوتا دختر را داشته باشین !!! عشق معروفیت !!!؟ اینجا داستان چیه !!! دخترها همدیگرو بغل کردن و پسر ها هم همدیگرو ! ......
