با پیوستن 10 شخصیت جدید به داستان ، دنبال کردن قدرتها و نقش آنها در فیلم قدری ..... تخت و با دینامیت مزین می کردم تا بترکی ای مامان بیا پسرت شهید شد ای هوار ......
نی نی هفته به هفته - دیدار با نازنین فاطمه و مامان نیلوفر - تجربه ها و خاطرات مامان آرتا. ... آخه خاله جونی و عمو جون و نازنین جون راضی به زحمت نبودیم! ......
بعد از خوزدن کیک جریان روبرای مامان جونی تعریف مردیم. انقدر بهمون خندید که نگو. ... ادامه داره... پی نوشت:به خاطر طولانی شدن این پست داستان رو دو قسمت کردم. ......
گفت: باشه مامان جونی . من هم هنوز غرق جذبه خودم بودم که دیدم دوباره دوکی افتاد . ... هر شب و هر روز یه داستان داریم با این نانازی ها . ......
مامان نينی جون جونی · ايليای مامان بيتا ..... ادامه داستان . سلام ....يه سلام نصفه شبي از يه ماماني كه از خستگي در حال بيهوش شدنه. ......
از جلدهای سياه و قرمز داستانهای جنايی و ژانر وحشت ميگذرم و به علمی-تخيليها و فانتزيها هم .... پانته آ جونی ! مرسی که سوژه دادی دستم. الان دارم می رم سر کار. ......
دلم برای سبزی پلو ماهی خوردن تو خونه مامان بزرگم با خالم اینا تنگ شده! ... داستان داره .... بعدشم بچه ها برفتن خونه و منو شکوفه هم رفتیم "کینگ برگر" کوفت ......
از اینکه از نظر مامانم من از ۲۰سالگی هی سن ازدواجم داره دیر میشه و نهایتا همه .... دوست جونی (دختر تنها) که واسم ایمیل زده بودی که چرا مبهم شروع کردم؟ ......
کوشا (بعد از تعریف داستان حضرت موسی ): مامان !فرعون همون پادشاه زمان انقلاب بوده؟ من:می دونی فرعون مال چند هزار سال پیش بوده ؟؟انقلاب زمانی که مامان بچه بوده ......
دیبا تمام یا شاید اکثر کلاسهاشو که مامان جونی با پول خیاطی کردن هاش بهش داده ... داستان از این قرار بود که بابا مثل همیشه سر یه جریان معمولی داشت زور می گفت ......
و بقیه اش همون داستان عاطفه. اصلاً فکرش را هم نمی کردم که پریسا هم به مصیبت .... و وقتی که گفت دلارام دوست جون جونی فرناز جاسوس بوده سرم داشت سوت می کشید! ......
با تبلیغات مامان اصغر که حالا دیگه میخواست چشم دخترهای در و همسایه رو در بیاره ... اصغر هم هی شیر شد و هر روز لاغرتر شد تا جایی که دیگه جونی نداشت تا جلوی ......
تا اینجاش بدونین که احتمالا فردا صبح یه صحبت هایی با مامان یاسمن می کنم ، تا ..... البته ناگفته نمونه که سحر جونی در فرصتهای مناسب ارتباط صوتی با ما برقرار ......
مامان چرا نازخاتون می ترسه؟ و من جوابی نداستم که به دخترک ۵ ساله بدم. ... زيبایی کارونت که هرگز نديدمش، کوه های قهوه ای و هزار شکل و داستان زاگرست. ......
شکست غم روزگاران خوش است... - داستان یک دوست 1 - ... طبق معمول دعوای بچه ها بین دو طرف دعوا یار کشی شد و پر واضح بود که منم طرف دوست جون جونی خودم بودم. ......
