با طعم لیمو   

گفت اونو که خالم آورده بود. مامانم تو اسفند می پزه برات میارم. بنده از همین جا همه بچه های شرکت ... امروز بارونی بود با یه مکافاتی این ساک و تا شرکت آوردم. ......

انتی دختر ... فقط حال کن   

تازه یه دلیل دیگه هم داره : به دختر خاله و عمه و عمو و دوستان میگه که این ها رو دوست پسرم برام خریده............ رفتش خونه ...اول نگاه کرد ببینه مامان هست ......