سروشم باتمام وجود مي پرستمت عزیزم - قسمت چهارم داستان ...   

روزها گذشت وتوي يه روز گرم تابستوني كه با خاله ام رفته بوديم بيرون،يك دفعه احساس كردم ديدمش .... برای مامان جون .. 101راهکار ابراز علاقه به سروش!وسروش به من! ......

شوراي گسترش زبان فارسي   

« مامان جون » «جانم» او را به خود فشرد. بوي كامي را مي دهد. صداي خانم شمس از بلندگو پخش شد: ... مجموعه داستان : كلاهي از گيسوي من، سبز و دلاويز. رمان: نوشدارو ......

فرهنگ گفتگو   

عدس پلو، سبزی پلو، چند ماهه داری، خاله جون چرا نمیزایی؟ ... این به اصطلاح داستان ، در سایت روشنگری با عکسی از نوشین احمدی خراسانی و مقدمه ای کوتاه از خانم ......

شام آخر!   

پرسید: ”چی شده پری جون ، دستت رو سوزوندی؟ الهی من بمیرم، الهی کوفت و زهرمار بخورم. به خدا جیگرم کباب شد!“ مامان که دستپاچه شده بود جواب داد: ”نه بابا چیزی ......

Persian Medlogs   

قطعا تو مقاله های بعدیم اسم ایشون خواهد بود و این داستان ٬ احتمال چاپ اونها .... مثل دهن جر خورده ی پسر خالم که زرتی زنگ زد و به مامان تولدش رو تبیرک گفت و ......