و میگه حتما مامان جون ...قسمته دوم رو پایه ام! پ.ن* : منظور از لباس همون شورت بود که چون من موءدبم روم نشد بگم! پ.ن ۲ : مامانم بخاطر این پست به من لقب بی ......
خفن ترين جوک هاي ايران ... داستان های خفن .... هنوز قالی خونمون بوی بهشت میده آخه مامان صبح تا شب روی این قالی راه میره.... خدایا منو هیچوقت از بهشتم دور ......
داستان های کوتاه .... راز گفته بود: « مامان سیمین، از ایران برایم از این كفشهای دوقلویی كه زیرش چرخ دارد بیاور. اینجا این كفشها خیلی گران است شاهد گفته بود: ......
آیا ما داستانهای طنز در ادبیات پربارمان نداریم که رو به تخریب ادبیات پاکمان با .... و مامان قهرمان، بدون دقت به اینکه لبه تیز چاقو رو در نظر بگیره، اومد دو ......
... خفن عاشقت شده و ...... آسمون پاره شده و تو افتادي پائين و اگه تو نباشي احتمالا" تلف مي شه و فداي سرت مي شه و مامان جون و باباجونش بايد به عزاش بشينن ......
لاوگود جون ما که نگفتیم شما کم اوردی...شما الان وظیفه ی خطیر انفورگیون رو به دوش میکشی...پست و اینات رو هم دیدیم راستی سعید خب طرف مامان بزرگ باشه. ......
زندگي | داستان های کوتاه. زندگي. در آخرين روز ترم پاياني دانشگاه، استاد به زحمت ... مامان !رضا,اون مو قعيکه تو بيرون بودي ,و بابا داشت تلفن حرف مي زد ومن تو ......
مريم جون ! از بس به خودت فشار آوردي «علمي» حرف بزنيد، چيز شد! تكراري بود ؛ آبجي! ... بابا شايد سئوالات خفن داشته باشيم اونجا تو واحد ايميل چمك كني ! ......
نه مامان جون ! تو نمی تونی - چرا نمی تونم؟ ... داستانهای وحشتناک: همه میگفتن این بچه سادیسمیه که خواب راحت رو از بچه هامون گرفته(فکر کنم منظورشون من بودم ). ......
. جون مادرت رو ما یکی حساب نکن! ... پسر: نه مامان جون من خودم فندک دارم. ... داستان های خفن تاریخ معاصرجهان. عجایب هفت گانه ی ایران:۱)رشتیه با غیرت ۲)ترک بی ......
داستان های کوتاه ... فقط کلیپ بازی و برنامه خفن موبایل · "بدنسازي ورزش اول" .... توي آن صحنه، مامان و بابام سرقرار نيامده بودند و مثلا من حالم خيلي خراب بود ......
از بین داستانهای کوتاهی که نوشته بودم 3 تاشون ( انتفام ، داستانی بی عنوان و ..... ساعت ۱۰:۳۰) تازه داشتم خوان پنجم رو تو خواب می ديدم که مامانم در زد و گفت. ......
داستان های کوتاه ... فقط کلیپ بازی و برنامه خفن موبایل · "بدنسازي ورزش اول" .... میگن: بابا جون اونی که خوردی آب بود، میگه: دیگه دیر گفتید، منو گرفته ......
9- روزی ۵۰ دفعه شنیدن «پسر پسر قند عسل» توسط مامان جون یا کاست ضبط شده توسط مامان جون . 10- خواندن کتابهایی از قبیل:. چگونه اعتماد به نفس خود را بالا بریم؟ ......
نوشته شده توسط رکسانا در 86/11/19 ساعت 5:2 PM موضوع داستان های بامزه | نظر ندي ايشالاه واجبي ... كودكی ۱۰ ساله بودم مامانم من را فرستاد توی جنگلهای گیلان ......
