دستنوشتهاي يك كج ومعوج16+1=17 - چند نکنه ی بی نکته   

مامانم نبود خواستم شاهکار درست کنم ، کتلت درست کردم تازه با دستور العمل .... هر پست کليک کنی پروفايلم باز ميشه) از داستانای کنار صفحه هم می تونی بخونی. ......

جنگل جان مرا آتش عشق تو خاكستر كرد   

داستانای بد آموزی مينويسی!!!خوب راست ميگه بدبخن سپهر۱بايد کار کنه و پول در بياره! .... نانای نای :) دس دسی باباش مياد :) کشکی دوغی :) به مامان قول دادم که ......

پلنگ صورتی : شبیه خودم   

ی و مامان هم ممنونم به خاطر گزارش تمیزش از اسکار امسال و همۀ گزارش های جامع و .... یکی از بکر ترین و جالب ترین داستانای ممکن رو داره: داستان ِ دختریه که سال ......

جنايت هاي غير حرفه اي - Page 36 - PersianTools Forums   

به پدرش ميگه مامان خيلي وقته مرده نميخواي بفكر يه خانم ديگه باشي ... انجل جون از مجلت ممنون خیلی قشنگ بود ....شده مثل داستانای دنباله دار مجله ها آدم می ......

>>از هر وبی سخنی<<   

وقتی دوم دبستان بودم يه جوجه داشتم كه تا مامانم حواسش نبود زير گلوش درست اونجا كه وصل ميشه .... بقچه ای پر از داستانای کوتاه که هر کدومش ميتونه متحولت کنه ......

داستانای عشقولانه ی ننه عشقول   

منو جای ننه ی نداشتتون بدونید آخه تو این زمونه کسی دیگه ننه نداره همه مامان گل و مادر جون و حتی بی بی دارن اما ننه ندارن ... منتظر حرفای قشنگتون هستم . ......

جن روح كابوس [آرشیو] - Parsfootball Forums|انجمنهای گفتگوی ...   

مامان بزرگم میگفت دیدمش داره از نخل ها خرما میكنه میخوره ولی از خرما ها هیچی كم ..... ببین اگه داستانای این هوشنگات خیلی ترسناک بودن نگو یه جورایی شبا خوابم ......

بادبادک بی نخ   

در کل می تونم بگم که هم مامان و هم بابا آدمای خیلی سازگار و منعطفی هستن و با همه جور آدمی ..... من دوباره بعد از شونصد سال با داستانای صدمن یه غازم برگشتم. ......

عمو پورنگ و صندلی داغ « خرمگس   

عمو: مامانم نبود به جاش از همسایمون اجازه گرفتم،چون اونم با مامانم میونشون ..... عمو: آره چون داستانای تخیلی داشت دوست داشتم،بزرگ شدم گفتم میخوام خودم باشم… ......

BBC Persian | وبلاگ روز هفتم | الان دارین چیکار می کنین؟ (نصفه شب ...   

( به قول مامان بزرگم : چس ناله نکن بهزاد(ببخشید)). .... D تو هم وقتی خوابت نمیبره بشین همون کتاب داستانای کودکانت رو بخون واست مفید:D ......

بخشي از خاطرات و داستانهاي بهنام (4)   

با خنده گفت هیچی بابا همسایه کناری بود با مامان کار داشت منم ردش کردم. .... مرسی بهنام جون تو هم مثه علیرضا داستانای خیلی قشنگی مینویسی (خاطراتت رو به ......

پارازیت های نیمولی   

یا یه سری داستانای صد تا یه غاز مثه بامداد خمار!! (چاپ سی و نهمشو خودم دیدم تو شهر ... هواپيما هم كه فوكر مامان دوز بود!! لامصب تكوناش از جيپ هم بيشتره! ......

بازم سرگيجه   

آبجی جون بد به دلت راه نده که بقول خاله خانباجيا، من دلم روشنه. ... انشالله به زودی حسابی راه ميفتي و دوباره از داستانای مدیریت پارتی و رقص و برنامه ها ......

Anti Memoirs   

شاید بهترین راهاش -یا حداقل صمیمانهتریناش- این باشد که داستانای “بسرایی” که پیراناش در شبای خنک در کنار ... -بابا با مامان تیریپ داشتند. (آخ!) خب! عزیزان! ......

Yahoo! 360° - الینا ی مردادی - !!! ... زور زورکی سال نوت مبارک   

نیم ساعت مونده بود به تحویل سال مامانم داشتن یه جور شیرینی رو روی گاز هم می .... شایان : حالا ما با نوشتن رفیق بودیم هیچ حالا ما میخوایم داستانای شما رو به ......

1   2   3   next   last