قطاري که به مقصد خدا مي رفت لختي در ايستگاه دنيا توقف کردو پيامبر رو به ..... بعد من مجبور ميشم دختر خوشگل و جوونم رو بهت معرفي كنم و تو هم دختر من رو مي ......
سبزه هاي باروروتازه.پنجره يچوبي باز و به باغ دايي بوي خوش علفهاي نورسيده . ... يكدست كت وشلوار شيري خوشگل وكفشهاي قهوه اي وعمه كه ميگفت تو ديگه شوهر "زهرا ......
... هميشه مواقع بيكاري پيشش بودم پدرم از اين قيافه هاي حزب الهي داشت و با بچه هاي ... كه يكم لختي پختي توش بود هر وقت خونه خالي بود يكي از اين بچه خوشگل هاي ......
و المخاطب گفت , دليل اول شري خانمن كه هرگز اجازه نميدن كسي به چشاي خوشگل توني كه اون هر ... در اينجا المستر لختي فكر كرد و گفت اره خوب, گل گفتي, همينو بگو. ......
وقتي تمام لختي هاي تنم را با گرمي دستهايت مي پوشاني دلم آشوب مي شود. .... بيچاره كه هم خوشگل بودم و هم خوش هيكل و تازه هم فوق ليسانس ......
چشم بردار و لختي بر من نظاره كن ، زيرا نگاه جانفزاي تو براي روح خسته من از نخستين اشعه هاي خورشيد گرامي تر است . سخن بگو ! چقدر آهنگ جانفزايت در دل من تاثير ......
اما بهتر است كه لختي درنگ نمايي كه اينگونه عاشق شدن ناگهاني را رسم ازدواج ... زير شاخه ها: زن عمو: يك زن خوشگل كه زياد به شما توجه نمي كند و خودش را براي ......
در زير سايه هاي سنگينشان لختي آسودن. يعني بر جاي ماندن. در سفرهايت آيا هرگز به لاشه ي مرده ي ... بازم ي شعر خوشگل از سيد علي صالحي. دير آمدي ......درست! ......
بعد من مجبور ميشم دختر خوشگل و جوونم رو بهت معرفي كنم و تو هم دختر من رو مي پسندي ! ... زن لختي مکث کرد. دست و پاي دخترک را باز کرد. ......
خوشگل تک گير در واقع همه آدم هايي که تو دسته اول نيستن رو شامل ميشن! ... -يک ساحل دريا براي اينکه لباس لختي توجيه داشته باشه! ......
مخصوصآ به مادر خوشگل خودم. تنهایی. لحظه ديدار نزديك است . باز من ديوانه ام، مستم . باز مي لرزد، دلم، دستم . باز گويي در جهان ديگري هستم . هاي ! ......
لختي بخند خنده گل زيباست. توسّط باران ، چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۳ ... بگو کجاش خوشگل نیست البته جیگرم تو این عکس بد افتاده ولی دماقش که خیلی خوشگله چشم و ابروش ......
گلواژه ها، در بين برخي از گروه هاي اجتماعي، انديشه و انديشيدن را مهر مي زنند و آن را دگم نگه مي .... تا چند زاغ مزبله اي، لختي هماي باش. (امير خسرو دهلوي) ......
