یه اکیپ 3 نفره شامل من و خواهرم و دختر خاله م... خداییش خیلی حال داد....دم دمای پارک بودیم که دیدیم مردم عین عقده ای ها هی به همدیگه برف پرت می کردن . ......
... خیلی ها براشون نعمته ، من حاضرم این فداکاری رو کنم بدون تعیین شرطی چون همه ی آدمها رو دوس دارم ، مادرم ، پدرم ، داییم ، خالم ، خواهرم ، برادرم ، گلم . ......
و خواهرم فرصت نداد که مار حتی سرش را به سمتی برگرداند که ببیند چه خبر است . ... فیس فیس کنان به هر سو سرک نمی کشیدم و خط و خالم را به رخ دیگران نمی کشیدم . ......
ساعت ۱۲ هم مشخص شد که هم من هم خواهرم و هم دختر خالم یا. همون عروس دانشگاه قبول شدیم البته هر سه نفرمون پیام نور شهر خودمون رشته. من هم ادیان و عرفان . ......
یه بار وقتی کوچولو بودم، خواهرم با دختر خالم منو انداختن تو دستشویی و درو از پشت بستن، منم انقدر گریه کردم که مامانم پیداش شد و البته حالشونو گرفت. ......
آخه خالم از تهران اومده بود و دلم نمي خواست مامانم بفهمه . ولي به دليل اينکه خواهرم در همان بيمارستان و در بخش نوزادان کار مي کرد پدرم به خواهرم مي گه و ......
اول خواهرم رو رسوند به محل کارش بعد هم رفتیم دنبال جوشکار آلومینیوم . اون موقع صبح همه جا تعطیل بود . منو گذاشت جلوی لابراتوار خاله ام و خودش رفت مغازه ......
وحشتناک ترین روز زندگیم دوست داشتم خواهرم بود خالم بود و حداقل می تونستم بغلشون کنم.می شد برم سر خاکش و....................... اون موقع ها بود که به خودم می ......
خواهرم اینا اینجا بودن و دختر خالم و خاله ام و پسر خالم هم از تورنتو یه سر اومدن پیشمون.خلاصه کلی سرمون گرم بود.البته شانس بد هوا بارونی بود و خیلی نشد به ......
الهام خواهر امیر بردیا هم پسرش 4. آسانا خواهرم (تینا) بچش 4. الهه خواهر امیر نویدم شوشوش 5. رضا داداشم 6. حنانه و حامد دختر خاله و پسر خالم ......
حالش بد تر و بدتر می شد برای بچه اش هم بی تابی میکرد... بعد گفت قلبم درد میکنه. خواهرم با دختر خالم که دکتر زنان بود تماس گرفت و اون فورا خودشو رسوند و به ......
چند روز پیش با خواهرم رفته بودیم خونه ی خالم .نشسته بودیم با دختر خالم در مورد ازدواج خواهرش و مراسم عروسی صحبت می کردیم.دختر خالم هم رفت کارتای عروسی رو ......
