اینبار دزیره می نویسد.   

کارت عروسی سوسن خواهر مسعود به دستم رسید از محمد همون پسری که تو مکه از من خواستگاری کرد خبر داشت که عروسیش نزدیکه و با یک دختری که مامایی خونده و از خودش ......

رعشه های تن :: Khanevadeyema.com :: «پايگاه اينترنتي خانواده ما ...   

شب هفت پدر که تمام شد ، هر کس که می رسید ، می گفت : (( سیامک جون ، تو حالا .... این وضع چند ماه ادامه داشت ، ولی دیگر به شب های جمعه بسنده نمی کردم و هر روز ......

يه دختره تنها   

مادرمو میدیدم که داشت به دستاش پماد میزد ، داداش رضا که تازه از مکانیکی اومده .... در میارن ) خلاصه منو برد تو یه اتاق که یه تخت دو نفره داشت شروع کرد به ......

بلفی   

دیشب لیلیبیت داشت خواب پادشاه سوم رو میدید و من تو اتاق بغلی داشتم به کارام ... بعد چون ملت محترم جنبه ندارند هر کس پرسید کادوی روز زن چی بود گفتم چون دو ......

پژواک   

منو تو بازداشتگاه اداره آگاهی قزوین تا صبح نگه داشتن یک اتاق سرد. ... یکی دیگه هم که قرار بود من برم پیشش داشت راجع به یک باند قاچاق عتیقه از یک شاهد ......

عاشقانه هاي يك دختر تنها   

اگر کسي ترا آنطور که ميخواهي دوست ندارد، به اين معني نيست که تو را با تمام وجودش ... قلب مثل دو تا اتاق ديوار به ديوار هست كه يكي از اتاقها غم و ديگري شادي. ......

تجربه ی نخستین مرگ   

گوئی چشمان من تمام آن چه را که " نوبر" نداشت به دشواری می دید و همه ی آن چه را که داشت به آسانی تشخیص می داد و هوس و طلب داشتن آن ها را در دلم پر می کرد، ......

مرد پائيزی   

مادرم به من گفت که چرا رنگت پریده منم سری رفتم تو اتاق دروبستم وبلند بلند ... که چرا من اینجوری شدم نمی دونستم چیکار کنم یک دفه دیدم با خواهرم وارد اتاق شد. ......

برکه من   

در راستای وطن پرستی اش نشون می داد که مثلاً یک بار از یه جایی رد میشد دید .... به یکی زنگ زدیم بیاد در اتاق رو کوتاه کنه که بتونه روی موکت جا شه، زده در ......

زهرا » اجتماعي   

تازه خالمم برگشت گفت: تو ناسلامتی خواهر شوهرش میشیا. باید برگردی از چایی و میوه اش ایرادم بگیری. بگی کمرنگه یا میوه اش پلاسیدس:دی به هرحال همه چیز به خوبی و ......

کوزه خانوم: November 2004 Archives   

فقط باباهه به پسره گفت که سعی کن مادرتو راضی کنی که نفرینش پشت سرت نباشه ولی .... ده تا دختر تو اون اتاق بودن!) بهمون دستور داد که برای اینکه اسلام در خطر ......

نسرین   

بعدا فهمیدم که هیچ کس تو اتاق نبوده. 2- تا چند ماه که از ورود ما به خوابگاه گذشته بود تلفن ... فریبرز سری کامل کیهان بچه ها رو داشت که به جونش بند بود. ......

***love4KH*** - حرفای تو رو باور کنم یا عزیز ترین کس مو ؟   

من - هومن خوشال شد و گفت چه اشنایی اول تو اسانسور بعدم رفتن به یه اتاق و حالا هم .... و خلاصه بعد از ده دقیقه رسیدیم به یه پارکی که کلی دار و درخت داشت . ......

زیر چراغ قرمز از صادق چوبک - انجمن ادبی شفیقی   

بازم این پسره ، خدایا شکرت. بداده ات شکر به نداده ات شکر... اگه طلعته دو تومنمو می داد میدادم ... نمی دونم پشت در اتاق گوش می داد یا تو دس قربونه دیده بود. ......

قربانی شماره 14   

آدرس رو بلد نبودیم هزار بار پرسیدیم هزار بار گیج زدیم هزار بار به خواهرم ..... اتاق بوی جسد می داد ...گوشت مونده .... فروغ تو تختش جا به جا شد یعنی صدا ندید. ......

1   2   next   last