سيب مهربون   

برا همین صندلیمو خوابندم و مردم... البته یه کم یه کم خوردم... تا جون بگیرم... الانم کنارمه بوش داره اذیتم می کنه... بوش نه بابا شما هم گیر دادین بهش. ......

هرگز   

... اصلا با خواب سر ظهر ( تو دروان کودکيم البته ) موافق نبودم به بهانه خوابندن جوجه زبون بسته زدم تو حياط البته جوجه رو هم خوابندم ولي واسه هميشه خوابيد . ......

حوزه حدیث زندگی - فروردین و اردیبهشت ...   

بشیر را که دید، اخم کرد و گفت: «کلپک جان، تام چم خوابندم تو از نی به چاک».(1) ......

خا طرات سیا(hot) (4)   

اون دو تا اومدن طرفم(من دان 2 تکواندو رو دارم ) یکشون هنوز نرسید بهم با یه فن خوابندم تو ......

حرف های گدا و فقیر   

... گدا بودمو فقیر ٬ زلف به چپ و راست خوابندم تا دل ببرم از وبلاگ نویسه دختر شاه پریون . ......

دو ماهنامه حديث زندگي 16   

بشير را كه ديد، اخم كرد و گفت: «كلپك جان، تام چم خوابندم تو از نى به چاك».(1) ليوان شربت آلبالو آمد جلوى ناخدا سمير و پيربابا با قاشق آن را هم زد و گفت: «به ......

کافه باران   

یادت باشد نادری من تا حالا چند غائله را این جا برات خوابندم . اگر من نبودم که حالا چند ......

من و شوشو خوشبخت در انتظار نی نی   

نهارم درست نکردم فقط دو تا ماهی را تمیز کردم و توی آبلیمو و پیاز رنده شده خوابندم ......

کافه باران   

یادت باشد نادری من تا حالا چند غائله را این جا برات خوابندم . اگر من نبودم که حالا چند بار ساختمان های اینجا آتش گرفته بودند". ......