بیلی و من: گفتگو با ناصر خالدیان نویسنده وبلاگ "نقطه ته خط "   

نويسنده: سینه چاک. جمعه، ۱۹ فروردین، ۱۳۸۴ ساعت ۲۱:۵۵. آقا اینجوری نمیشه. .... است که دوسالی است فوت کرده، دستم میکنم تا خاطره خوبی هاش را بیاد داشته باشم" ......

وبلاگ آموزشي و اجتماعی ابتهاج - دو خط موازی   

آن وقت دو خط موازی چشمشان به هم افتاد و در همان یک نگاه ، قلبشان تپید و مهر یکدیگر را در سینه جای دادند . خط اولی گفت : ما می توانیم زندگی خوبی داشته باشیم ......

Yahoo! 360° - وب پاره های وجود من - مباهله کوبنده دو خط موازی در ...   

مباهله کوبنده دو خط موازی در 55 کلمه. 333 magnify. مرز ِ رها. رادیو آذربایجان رو خفه کرد. ... نگاه کرد به سینه هاش . کرد. شد. مهر زد و رفت. ......

لجن نامه   

هر کودوم از غذا هارو که میذاشت تو دهن بچه هاش از این شاخه به اون شاخه میرفت تا دهن اون یکی .... شاید هنوز که هنوزه این افکار خط خطی من و رو پا نگه میداره! ......

پسر بارونی   

توی یه لحظه نگاه اون دو خط به هم گره خورد و چشماشون به هم خیره موند و توی همون یک نگاه قلبشون تپید و مهر هم رو در سینه جای دادند. خط اولی یه نگاه پر معنا به ......

Ghafaseh :: بود   

طي سالهاي 76 ـ 1973، اگر يك مسئله بود كه كليه نقطه نظرات و خطوط مخالف درون حزب . ... پیراهن سبز گل دار و یقه بازی تنش بود و كمی از سینه هاش دیده می شد . ......

پروانه ات خواهم ماند   

دو خط موازی زاییده شدند پسرکی توی کلاس درس اونها رو روی کاغذ کشید توی یه لحظه ... گل سرخ قصمون با شبنم رو گونه هاش دوباره دل داده بود به دست عاشقونه هاش ......

TakGol.cOm   

This site may harm your computer....

<-من چیز دیگری نیستم->   

نشسته بود تو اتاقش و داشت برای صدمین بار یکی از قسمت های " خط قرمز " رو که روی ... می کنه مانتو ی این دفه اش تنگ تنگ بود و برآمدگی سینه هاش کاملا معلوم بود. ......

right   

گونه هاش . نگاهش راست مثل خط آفتاب. کمانه کرده تا جایی زیر سینه . پستان هاش برآمده تا نوک ترنجیده. عنابی. یا سرخ مایل به شیری ......

حوزه-گلبرگ - اسفند 1382، شماره 48 - حاج همت(شهادت حاج محمدابراهیم ...   

وقتی بهش می‏گفتم که خوب، تو هم مثل بقیه کفشاتو بپوش و با دسته عزاداری حرکت کن، چشم‏ هاش رو پائین می‏انداخت و می‏گفت: می‏خوام برای امام حسین خوب سینه بزنم و ......

عشق تنها   

خط بهشتش از همین رو دیده میشد و سینه هاش و که دیگه نگو، مثل دو تا توپ بیرون زده بود. اینجا بود که دیگه باید من کمکش میکردم و زیپ گن شو باز میکردم. ......

آلبالو: کلاغ سیاه پاپتی   

یه قطره اشک از روی گونه هاش چکید قطره اشک لابه لای پرای سیاه گم شد و رفت یه تیکه سنگ از تو حیاط یه خونه اومد و اومد نشست رو سینه کلاغ قلب کلاغه ترکید ......

نور و نار: شعر Archives   

چشم هایش از سکوت / خط و خالش از غرور / قلب سرخ و وحشی اش / مثل شر و مثل شور / توی سینه ام نشسته است / یک پلنگ سر به تو / سرزمین او کجاست؟ ......

آتشفشان عشق تو در من زبانه زد   

سینه جایی دادند خط اول یه نگاه پر معنا به خط دوم کرد و گفت ما میتونیم زندگی ... گل سرخ قصمون با شبنم رو گونه هاش دوباره دل داده بود به دست عاشقونه هاش خونه ......

1   2   next   last