نويسنده: سینه چاک. جمعه، ۱۹ فروردین، ۱۳۸۴ ساعت ۲۱:۵۵. آقا اینجوری نمیشه. .... است که دوسالی است فوت کرده، دستم میکنم تا خاطره خوبی هاش را بیاد داشته باشم" ......
آن وقت دو خط موازی چشمشان به هم افتاد و در همان یک نگاه ، قلبشان تپید و مهر یکدیگر را در سینه جای دادند . خط اولی گفت : ما می توانیم زندگی خوبی داشته باشیم ......
مباهله کوبنده دو خط موازی در 55 کلمه. 333 magnify. مرز ِ رها. رادیو آذربایجان رو خفه کرد. ... نگاه کرد به سینه هاش . کرد. شد. مهر زد و رفت. ......
هر کودوم از غذا هارو که میذاشت تو دهن بچه هاش از این شاخه به اون شاخه میرفت تا دهن اون یکی .... شاید هنوز که هنوزه این افکار خط خطی من و رو پا نگه میداره! ......
توی یه لحظه نگاه اون دو خط به هم گره خورد و چشماشون به هم خیره موند و توی همون یک نگاه قلبشون تپید و مهر هم رو در سینه جای دادند. خط اولی یه نگاه پر معنا به ......
طي سالهاي 76 ـ 1973، اگر يك مسئله بود كه كليه نقطه نظرات و خطوط مخالف درون حزب . ... پیراهن سبز گل دار و یقه بازی تنش بود و كمی از سینه هاش دیده می شد . ......
دو خط موازی زاییده شدند پسرکی توی کلاس درس اونها رو روی کاغذ کشید توی یه لحظه ... گل سرخ قصمون با شبنم رو گونه هاش دوباره دل داده بود به دست عاشقونه هاش ......
نشسته بود تو اتاقش و داشت برای صدمین بار یکی از قسمت های " خط قرمز " رو که روی ... می کنه مانتو ی این دفه اش تنگ تنگ بود و برآمدگی سینه هاش کاملا معلوم بود. ......
گونه هاش . نگاهش راست مثل خط آفتاب. کمانه کرده تا جایی زیر سینه . پستان هاش برآمده تا نوک ترنجیده. عنابی. یا سرخ مایل به شیری ......
وقتی بهش میگفتم که خوب، تو هم مثل بقیه کفشاتو بپوش و با دسته عزاداری حرکت کن، چشم هاش رو پائین میانداخت و میگفت: میخوام برای امام حسین خوب سینه بزنم و ......
خط بهشتش از همین رو دیده میشد و سینه هاش و که دیگه نگو، مثل دو تا توپ بیرون زده بود. اینجا بود که دیگه باید من کمکش میکردم و زیپ گن شو باز میکردم. ......
یه قطره اشک از روی گونه هاش چکید قطره اشک لابه لای پرای سیاه گم شد و رفت یه تیکه سنگ از تو حیاط یه خونه اومد و اومد نشست رو سینه کلاغ قلب کلاغه ترکید ......
چشم هایش از سکوت / خط و خالش از غرور / قلب سرخ و وحشی اش / مثل شر و مثل شور / توی سینه ام نشسته است / یک پلنگ سر به تو / سرزمین او کجاست؟ ......
سینه جایی دادند خط اول یه نگاه پر معنا به خط دوم کرد و گفت ما میتونیم زندگی ... گل سرخ قصمون با شبنم رو گونه هاش دوباره دل داده بود به دست عاشقونه هاش خونه ......
