... بیچاره زد و بدون این که از حرکتِ وحشیانه ی خود متاثر شود دوباره رفت و آسوده خوابید . ... همان لحظه شاه فرمان داد که کنیزکان خاله ی او را در حوض بیندازند. ......
زیر بغلش را گرفتم و بلندش کردم، ولی دوباره خوابید و پشتش را به من کرد. ... گفتم، "آه یادم آمد، الههی خاله فرزانه؟" با تعجب پرسید، "کدام خاله فرزانه؟" ......
سوار تاب زنجیری داشت می خوابید خیلی عسل شده بود خاله مهزاد و عمو محمد هر چی می خوردنش سیر نمی شدن. ارشا بازی کردن رو با سها ٬ درسا ٬ هلیا( دخترخاله هاش ......
«و گرگ با بره سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر و پرواری باهم و ... «دوستی خاله خرسه.» «سر بز آهنگر را ببرید تا چشم خرس بترسد.» ......
خونه ی یکی از خاله خانوم ها زنجانه. آبجی وسطی و یکی دیگه از خاله خانوم ها هم قرار بود از قم ... حالا تو اتاق خواب ها پر شده بود و فقط می شد تو سالن خوابید . ......
