ملینا - میهمانهای ملینا   

يك سري از همكاراي مامان شيده يا خاله ها قرار بود بيان خونه ما. ... منم قراربود با بابا محمد برم حموم خوشگل كنم كه مهمونا ميان تروتميز باشم ولي چون مادر ......

::koodakaneh.com :: تجربیات و خاطرات والدین الینا جمالی   

چشمتون روز بد نبینه رفتم دیدم تمام پودر بچه رو روی سرش ریخته تا منو دید گفت ببین مامان تمیز شدم بوی بچه می دم دیگه حموم نریم. امان از دست این بچه ها ......

داستان - انجمن ایکس پرشیا   

رفتم تو مامانم خشکش زد ولي بعد يه لبخند شيطون رو لبش نشست خواهرم هم خشکش ..... سير نشدم گرسنم کير مي خوام ماني گفت نه ديگه بريم حموم مامانم هم که هنوز از ......

Yahoo! 360° - harfhaye Delam - Entry for March 31, 2008   

بعدش هم عيد ديدني پيش خاله منيژه هنوز باورم نميشه كه نيستش خدا رحمتش كنه. معين هم اونجا بود . يه عكس ازش با مامانم گرفتم. Monday March 31, 2008 - 09:18am ......

دوستانه - روزهای نارنجی   

اومدم خونه يه راست رفتم حموم مامان برام ناهار نگه داشت اما چون گرما زده شده بودم و سرم ... روز شيشم سه شنبه هم رفتيم خونه دايي هاي مامان و دختر خاله مامان . ......

نارگلی   

سیب زمینی و تخم مرغ درست می کنه و با شش(منظور همان سس است) نارگل تنهایی یا بعضی وقتا با خاله روناک دولپی می خورن . ولی وقتایی که بره خونه مامان عذرا خب ......

ایلیا عشق مامان و بابا   

همین که جام رو نگام کرد ( ببخشید ها دیگه وارد جزئیات نمیشم ) فقط همین رو بگم که من که صبحش حموم کرده بودم مامان مجبور شد از گردن به پایین یکبار دیگه منو ......

ماجراهاي كسرا و مامان هدي   

وفتی خاله مهشیدآلزو لا به مامانم نشون داد مامان هدی حتی نتونست به آلزو ی من ... من ديگه بُزلگ شدم خودم تشخيص ميدم كه توي حموم نبايد صابون لا گاز بزنم . ......

يه جای دنج >> قوم شوهر   

اولين كاري كه كردم تپلو رو بردم حموم و بردمش خونه مامانم كه زير دست و پا نباشه يه موقع .... از مادرشوهر و از خواهرشوهر و از خاله شوهر و از عروس خاله شوهر. ......