يك سري از همكاراي مامان شيده يا خاله ها قرار بود بيان خونه ما. ... منم قراربود با بابا محمد برم حموم خوشگل كنم كه مهمونا ميان تروتميز باشم ولي چون مادر ......
چشمتون روز بد نبینه رفتم دیدم تمام پودر بچه رو روی سرش ریخته تا منو دید گفت ببین مامان تمیز شدم بوی بچه می دم دیگه حموم نریم. امان از دست این بچه ها ......
رفتم تو مامانم خشکش زد ولي بعد يه لبخند شيطون رو لبش نشست خواهرم هم خشکش ..... سير نشدم گرسنم کير مي خوام ماني گفت نه ديگه بريم حموم مامانم هم که هنوز از ......
بعدش هم عيد ديدني پيش خاله منيژه هنوز باورم نميشه كه نيستش خدا رحمتش كنه. معين هم اونجا بود . يه عكس ازش با مامانم گرفتم. Monday March 31, 2008 - 09:18am ......
اومدم خونه يه راست رفتم حموم مامان برام ناهار نگه داشت اما چون گرما زده شده بودم و سرم ... روز شيشم سه شنبه هم رفتيم خونه دايي هاي مامان و دختر خاله مامان . ......
سیب زمینی و تخم مرغ درست می کنه و با شش(منظور همان سس است) نارگل تنهایی یا بعضی وقتا با خاله روناک دولپی می خورن . ولی وقتایی که بره خونه مامان عذرا خب ......
همین که جام رو نگام کرد ( ببخشید ها دیگه وارد جزئیات نمیشم ) فقط همین رو بگم که من که صبحش حموم کرده بودم مامان مجبور شد از گردن به پایین یکبار دیگه منو ......
وفتی خاله مهشیدآلزو لا به مامانم نشون داد مامان هدی حتی نتونست به آلزو ی من ... من ديگه بُزلگ شدم خودم تشخيص ميدم كه توي حموم نبايد صابون لا گاز بزنم . ......
اولين كاري كه كردم تپلو رو بردم حموم و بردمش خونه مامانم كه زير دست و پا نباشه يه موقع .... از مادرشوهر و از خواهرشوهر و از خاله شوهر و از عروس خاله شوهر. ......
