داستان
اونم راضي به لاپايي شد.. يه دو ساعتي با هم حال كرديم ولي نتونستم راضيش كنم كه لب به ك..رم بزنه . ... ياد آوري اين خاطرات برام دلچسب بود تنها سرگرميم. ......
پیمان و دوست دخترش مهناز و زن داداش - نسخه قابل چاپ
+--- انجمن: خاطرات سکسی (/forumdisplay.php?fid=5) .... من ديگه زبونم بند اومده بود مهنازم از من بدتر داشت سکته لاپايي ميزد.يهو اومد تو حال ماهم همونجا لخت ......