همشهری آنلاین   

ساعت 11 صبح است و مرکز به خواب نیمروزي فرو رفته. خاله میگوید: «اینجا فقط سرپناه شبانه است. ... وسط حیاط این خانه قدیمی، 2 حمام ساختهاند. ......

رویاهای شکننده   

۵- خاله جان به دلیل گود برداری خانه ی مجاورشان چند روزیست از صبح تا غروب را به ... روی صورت... خواب ...لرز... خواب ...گریه... خواب ...اذان...التماس...بغض... حمام . ......

"دختران من" (نوشا و شانا = نوشانا!)   

یا با گفتن " خاله " و "عمو" خودشو براشون لوس میکنه... دوست عزیزی چند روز قبل پیشمون بودند که صبح که نوشا جون از خواب بیدار شد و صداشونو شنید (حالا فقط یکبار ......

شیرین تر از عسل   

آیا تا به حال شده موهاتون رو از این حمام به اون حمام شونه کنید؟ آیا شده حدود 30 کیلو اضافه وزن داشته باشید؟ شده مجبور باشید تا صبح بارها از خواب بیدار بشید؟ ......

مجله اينترنتي هدهد - رحماندوست از خودش مي گويد   

بعد از نيمه شبي از خواب بيدارم كردند كه به حمام برويم. ... به هر بهانهاي به خانهِ خاله ميرفتم تا حافظ آنها را به دست بگيرم و چند بيتي حفظ كنم. ......

قصه آه - ویکینبشته   

آن را هم زوركي به پسر خوراند و خواست بيرون برود. دختر پيش از او بيرون آمد ورفت دراز كشيد خودش را به خواب زد. دايه صبح پا شد رفت حمام . ......

دست نوشته های پاره شده - من، تابستان، پسر خاله   

گفتم:«نزن ممکن است خواب باشند من کلید دارم بی سر و صدا وارد می شویم. ... در حمام از شدت سردی آب، دندان هایم به هم می خورد و شبیه چند نوت موسیقی که در هم ......

گروه فرهنگی طوبی :: Toobaa.ir ::   

ورودي آن شبه هال خانه بود و به دو اتاق خواب و يك آشپزخانه و يك دستشويي ختم ميشد. حمام با دستشويي يكي بود و كنار اينها موتورخانه و يك سالن و يك اتاق ديگر ......

Tila Cactus: <strong><span style="color:#006600;">من خاله سوسکه ...   

از دیشب از هول حمام کردن امروز جوجو رو داشتم. ... جوجو هم انکار خيلی حمام دوست داره ٬اصلا گریه نکرد. ... با همون لباس خواب تنم بدوبدو رفتیم بیمارستان . ......

امير سپهر   

... اسلام، مرسدس بنز را ماچه الاغ، جغد راقناری، استخر راخزينه حمام ، خامنه ای را ... را پسره ژيگولی که دخترگی خاله جون را برداشت، پوتين را شوهر آبجی، دانشگاه ......

يک دعواي کوچولو - دلنوشته هاي يك آريايي تنها   

يک راست به حمام رفت.در مدتي که در حمام بود، خاله و پسرخاله ام آمدند. ... از روی بی حوصلگی توی اتاق چرخی زد و رفت توی اتاق خواب و روی تخت خوابید. ......

Soodaroo: در تهران: ترافیک، فاجعه ی نمایشگاه کتاب، چای و سیگار   

خواب . . . امروز جمعه بود: خانه ی خاله . دیدار با آقای دکتر. آران در ونک. ... جالب بود برایم. خانه: خواب . حمام . بیداری: هنوز منگم. اینجا مشهد است. ......

--------- بر من که صبوحی زده ام خرقه حرام است ----- - صدای چاووشان   

ممنون ، قدم رنجه فرمودین ، منت گذاشتین نمیدونم منم اجازه دارم مثل بقیه خاله صداتون کنم یا نه؟ " خواب ِ بهشت " اما نمیدونم چرا بیرونم انداختن ......

Lubism - لوبیسم   

خواب دیدم که نشستیم با خاله و پسرخاله و خودمون فامیلی، داریم هندوانه میخوریم.. پسرخالهام روی هنودنه کلی شکر پاشید و بعدش عموم و من با تعجب داشتم نگاه میکردم ......

قصه آه   

خاله اش گفت «يك شب نخور و انگشتت را زخمي كن و روش نمك بريز كه خوابت ... برگشت خانه و رفت سر جايش دراز كشيد و خود را زد به خواب . دايه صبح زود پا شد رفت حمام . ......

1   2   next   last