شما فمينيستا چرا اين قدر از جندهها خوشتان مياد و طرفدارشونو ميكنيد؟ فهيمه : اي شيخ پاكدامن ، معذور دار ما را !! خودم | February 12, 2008 07:22 PM ......
مث جندهها میزنه زیر خنده بعد با نوک زبونش، لباش و خیس میکنه و خودشو پرت میکنه تو برف. ... دپ میزنه، مث جندهها دپ میزنه... جندههه، تنها که تو برف راه میره، ......
عظيمي كه توش جندهها رو ميجوشوندن رو هم ميزده. يه روز همونطور كه مشغول بوده، يهو ميبينه ... زود برو بذار به كارم برسم، جندهها ته گرفتن! ......
ايستگاه اول، كونيا درجلو، جندهها در عقب! ...قام قام قام... ايستگاه دوم، جاكشا در جلو،كسكشا در عقب!! مامانش شاكي ميشه، ميگه بي ادب اين چيزا چيه ميگي؟ ......
این مادر جندهها انقدر اسلام و قران کیری چشم و گوششان را پر کرده که دیگر هیچ چیز را نه می فهمند و نه می شنوند و فقط و فقط دنیا را مال خود و به کام خود می ......
ولی نه به جندهها میخورد نه به گداها. اصلا فرصت نداد که بهش تعارف کنم. انگار منتظر بود که در رو باز کنم و یکهو پرت شه توی خونه. از همون لحظه یک بند گریه کرد ......
زن جندهها ، خون راه ميندازم ... اگه پندارو برنگردونين سر هردوازده نفر و گوش تا گوش ميبرم .... از كوره در ميروم "تو به جندهها ميگي ناموس مردم؟ ......
اگر این را میدانستم که او چطوری است، آنوقت که یک دخترک کوچک بودم و او این را به من گفت، جواب می دادم: "به جای اینکه حواست را جمع جندهها بکنی، بهتر است حواست ......
سياهپوش جواني که دو هفته بعد از تولد اولین وبلاگم کلتش را به صورتم گرفته بود و گاه به گاه يک سيلي ميخواباند بيخ گوشم، بين هر کلمه يکبار ميگفت "مادر جندهها " ......
ايستگاه اول، كونيا درجلو، جندهها در عقب! ... قام قام... ايستگاه دوم، جاكشا در جلو،. كسكشا در عقب!! مامانش شاكي ميشه،. ميگه بي ادب اين چيزا چيه ميگي؟ ......
ايستگاه اول، كونيا درجلو، جندهها در عقب! ...قام قام... ايستگاه دوم، جاكشا در جلو،كسكشا در عقب!! مامانش شاكي ميشه، ميگه بي ادب اين چيزا چيه ميگي؟ ......
به خاطر خیلیها مثل مثلا جندهها . همان احساس قدیمی سربلند کرده بود. یک احساس قدیمی که چند سال پیش داشتم. و چه غران بود، گاهی خون جلوی چشمانم را میگرفت و سرم ......
جندهها را هم همينطور نوازش ميكني؟ - چراگاهِ سبزي كه ميگفتي، آب قليلاش مضاف است؟ Posted by Ba in hame. Newer Post Older Post Home ......
... گردون کلتش را به صورتم گرفته بود و گاه به گاه يک سيلی میخواباند بيخ گوشم، بين هر کلمه يکبار میگفت "مادر جندهها " و دوبار میگفت: "جايزه میدی؟" و بعد میزد. ......
اول، كونيا درجلو، جندهها در عقب! ...قام قام... ايستگاه دوم، جاكشا در. جلو،كسكشا در عقب!! مامانش شاكي ميشه، ميگه بي ادب اين چيزا چيه ميگي؟ ......
