مادر به دخترش گفت :برو و از تو کابینت اشپرخانه اتویی که تازه خریدم و هنوز باز نشده رو بردار وبیار.در حین رفتن دخترش ،بهم گفت آفرین پسرم ازت خیلی خوشم ......
شیما خواهر کوچک شهاب به اتاقی دنج پناه برده بود تا درس بخواندو شیرین هم با مادر و عمه اش به اشپرخانه رفته بودند تا ظرفها را بشویندو غزل هر چه اصرار کرده بود ......
و در اطرافش وسايل جاری اشپرخانه قرار داشت . از مکانی که من به پشتی استوانه ای که خودشان درست کرده بودند و با وسايل بسيار ابتدايی آن را تزيين کرده بودند تکيه ......
... با این كار ابرو داری میكینم ای كاش وقتی یه جنس ژاپنی رو می خریدیم یه بروشور هم روش بود كه نشونمون می داد خود ژاپنی ها نصف این وسایل اشپرخانه رو ندارند … ......
... انداخت رو شونه هاش حالم بدجور گرفته شد من هم گفت سر وقت حالشو مي گيرم رفتم تو اشپرخانه چايي بزارم و ميوه ها رو اماده كنم كه الناز امد و گفت ببخشيد مزاحم ......
من هم به طرف اشپرخانه رفتم و تا ان چایی معروف را بیاورم .اصل مطلب هم شروع شد .دستانم می لرزید بد هم می لرزید . همین طور که بیرون می رفتم گوشم را تیز کردم تا ......
شارلاتانى را از همين جا ملاحظه كنيد كه لامصب مهرداد جان كه از اشپرخانه پارتى دارد تا كى معلوم شود كه عقد و ازدواج با كجا بسته است گفته ما به تاسى از ......
هوا آفتابی شده بود و انعکاس آفتاب قطبی اينجا که به نظر من تلالو خاصی داره رو برف هايی که فکر نکنم تا March آب بشه يک تابلو واقعا ديدنی تو اشپرخانه درست کرده ......
کیا از توی اشپرخانه به مامنش نگاه می کردو می دیدش مامان مرتب از روی میز بدو بدو در حال رفتو امد طفلکی پیش خودش فکرمی کرد که اگر مامان مرتب به کیا می گه که ......
با تشکر از شما موندم این گاز چیه به این بزرگی تو اشپرخانه ... با تشکر از شما موندم این گاز چیه به این بزرگی تو اشپرخانه ......
نمايش ها: 140. نوشته شده توسط hope · درود: با تشکر از شما موندم... درود: با تشکر از شما موندم این گاز چیه به این بزرگی تو اشپرخانه ......
