اون که یه وقتی تنها کسم بود. تنها پناه دل بی کسم بود. تنهام گذاشتو. رفت از کنارم ... در آب شفاف تو مي ديد ، پس تو بايد بهتر از هر كس بداني ......
اب چوروں، سیاسی اچکوں، فراڈ فلاحی تنظیموں کی چاندی ہورہی ہے۔ ... جس سے بھی فون پر رابطہ ہوتا ہے تو ایک ہی جواب ملتا ہے کہ سب کسم پرسی کی حالت میں کھلے آسمان ......
خون جگر با سخن آمیختم, آتش از آب جگر انگیختم. با سخنم چون سخنی چند رفت, بی کسم اندیشه درین پند رفت. هاتف خلوت به من آواز داد, وام چنان کن که توان باز داد ......
بڑے بھائی کی اولاد آوارہ گردی میں پڑچکی ہے اور اس کی بیکری اب ایک چھوٹی سی پرچون کی دکان میں بدل چکی ہے۔ چھوٹے بھائیوں کے چھ سے زیادہ بچے ہیں اور وہ کسم ......
آب در برابر عشق و محبت به کریستال های زیبایی مثل دانه های برف تبدیل میشه در برابر ... که با دلم نبودی حالا دارم می فهمم که هیچ کسم نبودی. آخه دلم می سوزه . ......
یک لز که بتونه اب کسم را در بیاره monajoon_non. lord_banks · اعضا. # : 9 Aug 2007 19:18. Salam monajooon - joooooooooooon Yek soal takhasosi . ......
تنها پناه دل بی کسم بود. تنهام گذاشت و رفت از کنارم از درد دوریش من بیقرار م ..... از صدای اب و رنگ ابی خوشم میاد ارامش بخش... نیمیدونم ولی. ......
خرم آن روز که با دیده گریان بروم تا زنم آب در میکده یک بار دگر ... داری تو ضامنی؟ -بلی چه کس؟ -تنها کسم خدا در آخرین دفاع؟ -می خوانمش، چنان که اجابت کند دعا ......
بہر حال بات وہی ہے جو کسم انسل نے کہی۔ زبانیں اس لئے زندہ رہتی ہیں کہ ان کے ساتھ صرف جذبات یاثقافت ہی نہیں لوگوں کا معاشی مفاد بھی وابستہ ہو تا ہے۔ اب ہماری ......
که نيست با کسم از بهر مال و جاه نزاع ببين که رقص کنان ميرود به ناله چنگ .... نسيم خاک مصلي و آب رکن آباد موفق نگرديد، معذلک حافظ در مدح او اشعاري داردکه از ......
کيرت تو کونمه ولي تو کسم هم حسش ميکنم..... منم ميگفتم....جووون ن فدات شم دردت مياد؟؟.....فکر کردم کونت پاره ميشه....تحمل کن الان اب ميدم ميگفت دارم از درد ......
چه کسم من چه کسم من که چنین وسوسه مندم؟ ... ماهی که مجسمه بی تعلقی و تن سپردگی به آب است، بهتر از هر نماد دیگری می توانست جان متموج و متوکل این عاشق تشنه را ......
از تو تنها شدم، چو ماهی از آب گل هر آرزو، رفته از رنگ و بو من شدم رودخونه، دلم یه مرداب ... اون که یه وقتی تنها کسم بود. تنها پناه دل بی کسم بود ......
جالب اينجا بود مردم با همان يك باده اب مست ميگشتند همچو يك شراب ناب ناب ... با کسم در زمانه الفت نیست که نه اهل زمانه را مانم خاکساری بلند قدرم کرد ......
من عاشقانه احمق تو ام و با یک دسته گل بزرگ که همیشه به آب می دهم به سمت تو می وزم هی هیچ کس چرا هی همه کسم می شوی مثل مار می خواهم به دور تو بپیچم ......
