سيب مهربون   

خانومی که شما باشین... آقایی که شما باشین... اقاهه اومد... دو دسته بزرگ داشت... دیدید دیگه.. دور چند تاشو چسب زدن ... ولی همش رو با هم باز دو دسته کرده بود. ......

Kimia   

سال جدید میلادی وبه دایی جون و زن دایی جون وآتوسا جونم تبریک می گم امیدوارم .... مادر جون وخاله کتایون رفتیم پیش آقای دکتر جاتون خالی یه آمپول بهم زدن اولش ......

عاشقانه های من و شهرام   

به یاد کارهای دایی می افتم که با اینکه زندایی خونه داره وقتی مریض می شه یه روز ..... رو هم آمپول فشار زدن و دکترش تشخیص داد که م یتونه طبیعی ز ا یم ا ن کنه. ......

ني ني گولو   

اول از همه یه آمپول کورتون بهم زدند که ریه بچه سریعتر کامل بشه . ... مامان و بابای خودم و هومن و دایی و زن دایی من و بقیه هیات استقبال کننده اونجا بودن تا ......

ناشناس همدل   

آیا با تهمت زدن اون چیزی رو هم که براش باقی مونده می خوان از بین ببرن. ..... البته زندایی اینا رو ناراحت نمی شه ها بعد خودش داشت واسم تعریف می کرد. ......

من در این آیه ترا آه کشیدم آه - دوستت دارم 31   

زندایی گفت باید برم فقط یه یه ساعتی مری جون مواظبش باش ... من: مامانی رفته آمپول بزنه!.....یادم افتاد این جملم از لحاظ تربیتی غلطه..بچه رو نباید ......

علف هرزام اس   

می خندم به کنجکاویم میان حرفهای مامان و زندایی شب عروسی پسر داییم ! .... می گذاشت با داروهای من مقایسه می کرد عین بچه های هی می گفت:وای برای من آمپول نوشته! ......

نیما شیر پسر   

خلاصه با هزار ترفند و گفتن اینکه آقا دکتره می خواد بیاد به بابایی آمپول .... صبح با مادرشوهرم رفتیم بیمارستان و نیما را آن پایین زن دایی باباش نگه داشت. ......

قبله گاه   

این دارو که اصل آن مکزیکی است در بسته های 250 میلی گرمی و به صورت آمپول های ..... ۳:پرداختن به تفکر زیبا و هیجان انگیز سفر به پاریس در حضور زن دایی محترم به ......

روزنه» Blog Archive » اگه این اقا به حرف ما گوش می کرد   

5- يكی از آشنايان ما كه جوان هم بود به علت تزريق آمپول كه به آن حساسيت داشت دچار شوك ... خوش به حال خاتمی که مدال صداقت از مردم گرفت که نمونه اش کف زدن همین ......

سگ سیبیل   

حتما گفته کار ما تمام است و رفته به زن دایی خبر بدهد بیایند جسدمان را ببرند خاک ... دكتر معالجم ، بعد از اينكه يه بار با خونسردي هر چه تمام تر، يه آمپول 13 ......

آلبالو قرمز   

از بخت بد من زن دایی شوهرم قبلا نرس بوده و شوهرم همه ماجرا رو براش تعریف کرده، از بس نگران بوده بیچاره، و اون هم تجویز کرد باید سرم و آمپول ب کمپلکس بزنم تا ......

عــلی و مــــــدرسه   

فاطمه هم دو تا آمپول زده بود و کلی دارو و کپسول هم باید نوش جان میکرد تا خوب بشه. ... خلاصه انتظارم به سر رسید و ساعت 10:10 بود که زندایی و صالح اومدند و از ......

صد درد دو   

... باشه که خودش برای زندگی آینده ش تصمیم بگیره نه مادر و برادر و خواهر و زن دایی و زن عمو و عمه و بقال سرکوچه ! .... رزماری - آمپول های ب کمپلکس ب 12(۱) ......

خرس قهوه ای   

اصلا اگه فکر کنی خواهرش یه آمپول پنی سیلین رو با یه آمپول ضد حساسیت یکی .... اصلا هم به طور اتفاقی زن دایی من این اقا رو واسه خواستگاری به من پیشنهاد نداد! ......

1   2   next   last