نیلوفرانه ها   

یادت می آد که همیشه تو خاله بازی ۲ساعت گریه می کردی و پاهاتو زمین می کوبیدی و با یک ایل همبازیت دعوا می کردی که مامان تو باشی! و با اون اسباب بازی های مسخره ......

| شکــوفه ی پاییز |   

که یه دفه فیضی پسر خاله ( بابای آریا ) از بالا صدا زد شکوفه خانوم درسته بیا بالا. بابام یه طبقه کمتر حساب کرده بود ... ما رسیدیم دم در ...دیدیم مامان و خاله ......

پرستش با صداي بيصدايي روزي فرياد خواهد زد   

گفت که مامان و باباش یه دوسه هفته ایه رفتن نروژ و گفت که بیا خونمون تنهام ... مهشید با لبخند تلخی که حالمو بدتر می کرد گفت ای بابا تو که اهل خاله بازی نبودی ......

قایقران کوچولو   

گفت: خاله اومدن(نمردیمو خاله هم شدیم) پاشدم ۲ تاشونو پس گردنی گرفتم دوتای دیگه هم موقع فرار ... داشتم درس میخوندم ،یه هو گفتم: مامان دیگه نمیخوام درس بخونم. ......

شمیم   

خودش بهم گفته بود مامان شیرین برام خمیر بازی آریا میخری ؟ ... البته این در مورد دیگران مثلآ مامانی ِ بابا بولیک و حتی خاله مریم مامانم و پری جون زن عمو هم ......

3/05/2008   

خواب زمستانی جزئیات خیلی خوبی داشت و بازی معتمد آریا خیلی خوب بود ولی به نظرم .... پای پیاده از خونهء خاله تا خونهء خودشون یه مامان که هی می ره بالا پشت بوم ......

Webgozar.com :: گزارشهای آماری سايت   

آریا و خاله میترا. آغازکسی باش که پایان تو باشد. بچه داف های ایرانی جون. بررسی کلمه داف ... خوردن کس خاله میترا و مامان . خیسی اشک رو روی گونه هایم. سولاريوم ......

اینجا ایران من زن!   

یادش بخیر یه دخمل خاله دارم که الان ایران نیست..تا بود با هم می رفتیم. .... البته منظور از من مامان جانمه!!! این مدت که من نبودم وسایل مربوط به تخت خوابمون ......

دلت براي كي تنك شده - صفحه 113 - تالارهای بحث و گفتگوی هم میهن ...   

مامان شیطونکم. لیلی's Avatar. تاريخ عضويت: Nov 2005. محل سكونت: شیراز .... جون رویاهای عسل نادیا2 شیدا نسترن ساناز خاله الهه لاله الهام سایه جان مروارید و . ......

آغاز پايان   

بازم مثل هر سال، سال تحویل و باید پیش مامان عزیزه و آقا جون تو سوادکوه میگذروندیم و من هم بیشتر از همیشه هیجان زده بودم. .... خاله هاله و نبات خانوم ......

کودکی کجایی که یادت بخیر ... Friday   

خاله ام هم وقتی میاد دیدن ما تو زایشگاه ، به مامان که هنوز من رو درست و ... هنوز حرف من تموم نشده بود که آریا از بین بچه ها بلند شد و تند دوید و جفت پا پرید ......

داریوش فرضیایی   

عمو پورنگ با مهمان مامان نماز ابلیس خناس می خواند ( از وبلاگ داریوش ... واستی دختر بووست یی حق داشت کوچک که بودم با خواهرم فرشته تو خانه خاله بازی می کردیم ......

... اگر شبی از شبهای ِ زمستان ، مسافری   

می گویم مارال داره مامان می شه ..... و اشک هام همین جور می ریزند . ... بر می گردد و با تعجب نگاهم می کند و می گوید آریا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ محکم می زنم روی ترمز . ......

خط خطی های ذهن من   

حامد دوست مشترکمون که آریا خیلی دوسش داره ،منم حامد رو مثل داداشم دوستش دارم چون .... اما مامانم میگه درس بخون واسه خاطر مامان لیلون دماغم هم که شده میخوام ......

شهریار   

مامان . چرخ. تق تق. کیه. تاب تاب. تاتی. دایی. نی نی. آریا (دوستم). پرنیا (دوستم) ... از دائیم و خاله هام. فامیلهای مامانم خیلی خیلی منو دوست دارن. ......

1   2   next   last