دو روز پیش یه ساک برداشتم و توش چند تا ظرف یه بار مصرف و یه حوله و چند تا چیز ... دختر خواهر شوهرم هم اون موقع اونجا بود و با یه ذوقی گفتش که آره مامان حتما ......
مهمونی که نتونستیم بریم ولی دوشنبه و سه شنبه مهمون داشتیم دوشنبه مامانم اینا و خواهرم مهمانمون بودن متاسفانه لوله های آب خونه مامانم از شدت سرما یخ زده و ......
هر وقت ۱ خراب کاری عجیب غریبی می کردم که می دونستم حتماْ مامان بابا منو می ... خیلی ساده بود و ساده هم زندگی می کرد ، همه داراییش و لباساش تو ۱ ساک متوسط جا ......
بعد از اينكه برگشتم خونه ساعت حدود ۱۲ و نيم بود كه مامان بتي و بابا اومدند .ميخوان تو و مامانت رو ببرند ملاير تا چند روزي از آب و هواي خوب شهرستان لذت ببريد ......
بیرون اومدن یه سری سوغاتیای جدید از ساک بابابزرگ بعد از یه ماه اومدن ..... گرما ... مامان .... بابا ... خواهر و برادر ...خنده ...گريه...عشق... آبرو ...غيرت. ......
آخر فیلم وقتی چراقا روشن شد خواهرم و بابا مامان تا منو دیدن زدن زیر خنده. ... خانم اگه زحمتی نیست برام یه ساک خرید طراحی میکنی؟برای انتشاراتی میخواهم. ......
من این وبلاگ رو برای دل مامان بابا هایی راه انداختم که می دونم چی می کشن .... ساک آرین رو که با وسواس چیده بودم دادیم به پرستار که لباساشو بپوشونن تا بریم ......
شوهر خواهرم هم میره ماموریت و مامان و 2 تا خواهرام و دو تا خواهر زاده هام یه روز مونده به زایمان اومدن خونمون . بابا منتظر بود که پاسپورتش اوکی بشه و نیومد ......
مامانم ابرویی بابا مینداخت و هیچی نمیگفت. میدونستم نقطهضعفش درس منه! ... در رؤیا میدیدم که برنده شدم و بلیتو دادم بابام و بابام ساک سفر بسته و داره خداحافظی ......
بدون هیچ وسیله ای، ساک و چمدونی یا حتی کفشی. دمپایی خونه پامون بود من و خواهرم .. و توشه سفرمون یک بسته نون لواش بود که مامان از توی یخچال قاپ زد و قمقمه آب ......
مامانم گفت آوا چرا گریه میکنی ؟ گفتم گریه نمیکنم بابا نمیدونم چرا اینطورم ... حال خودم نبودم فشارم شدید پایین دیگه هیچ چی نمیدیدم با کمک این خواهر جان نشستم ......
