اون دوتا مست چشات داره خوابم میکنه ذره ذره اون نگات داره ابم میکنه داره میمیره دلم واسه مخمله نگات همه رنگی رو شناختم من با اون رنگ چشات ......
نمی دونم با این همه تناقض چکار باید می کردم،مثل همیشه ناراحتی ام رو ریختم توی دلم و تاسف خوردم برای اونهایی که اگر حرفی رو می زنند حداقل تا پنج دقیقه بعدش ......
یه قبر خالی... بی نام و نشون...نامه ات بوسیدم و گذاشتم تو قبر خالی... بعد هم عكست رو گذاشتم روش... بعد هم خاك ریختم ... خاك ... خاك... خاك یه قبر... یه شمع. ......
(دیدین چه قشنگ مکان و زمان رو ریختم رو هم!) ... والله نونم کم بود٬ آبم کم بود؟ رفتم بینیم رو عمل کردم. یکی از نسوان فیزیک منو دید کپ کرد٬ گفت چی شده؟ ......
آتش از برق نگاهت ریختی در جان من خواستی تا در میان شعله ها آبم کنی. .... همه آرشیو هام رو ریختم روش... داشتم بعضی از فولدرهاش رو مرتب می کردم که درش یه فایل ......
کیفم رو که ریختم بیرون وحشت زده شدم ... از بس خرت و پرت توش جمع شده بود . ... درسته که هر روزش برام کلی تجربه است اما داره ذره ذره آبم می کنه . ......
میگفت لزومی نداشته چیزی رو که نه به داره نه به باره به من بگه تا اعصابمو خورد کنم!! آب پاکی رو ریختم روی دستشون.گفتم تمومه.امکان نداره من پامو از اینجا ......
منم ابم رو می ریختم روت.............(برگی از خاطرات افتابه). ابادانیه موقع زلزله بم اونجا بوده بعد از زلزله به بغل دستیش می گه : ها ولک ویبره موبایلو داشتی ......
یادم رفت لیوان بیارم و چایی رو ریختم رو کابینت ... آره دیگه ... ترکیب این بود . ... ۴) هرچند بردی آبم روی از برت نتابم ... جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت . ......
شباهت متخصص اطفال با قزوینی؟ هردوتا شون بچه رو خوب می کنن ... منم ابم رو می ریختم روت.............(برگی از خاطرات افتابه) ......
من آبم رو می ریختم لای پاهات؟ (قسمتی از خاطرات آفتابه). قزوینیه یه ربات می خره. فروشنده می گه: شکمش لباس شوییه، دستاش جارو برقیه،. ......
اینجا کسی نیس به من دو تا فحش بده که هم نونم بشه هم آبم ... باز کردم شادی مفرطی سر و پام رو فرا گرفت در گاو صندوق رو هم باز کردم تا طلا ها رو ریختم تو کوله ......
منم ابم رو می ریختم روت.............(برگی از خاطرات افتابه). 5- فرق بادکنک و خانوم حامله؟ بادکنک رو اول باد می کنی بعد باهاش بازی می کنی زن رو اول باهاش ......
