ستاره دختر تنها
گفت: مامان بزرگ يه ليوان آب خورد بادكنكم تركيد آخه بهش ميگم آب داخلش نكن مي تركه كفشهاي داداش كوچيكه رو مي پوشيد گفتم: كفشمو بذار سرجاش گفت:كفش تو كه نيست ......
بدون شرح
يادت مي آد گريه هامو ريختم كنار پنجره داد كشيدم تو رو خدا نامه بده يادت نره ..... و مهمترين كس آن كس است كه " اكنون " مي بيني؛ زيرا هيچ گاه نمي داني كه آيا ......
AlfabetMaxima
خيلي گريه كردم ، روي قبرش آب ريختم . به آسمان نگاه كردم وروي گل ها خط كشيدم . ..... تو هميشه افسارت دست كس ديگه اي بوده. اينجا هم سرباز رضوي رو پيدا كردي و ......
وبلاگ دونفره دا مهدی و دادا وحید
يادش بخير ، قبلا دستمو ميگرفتي مي رفتيم جايي كه هيچ كس نبود ، خودت با اشتياق شلوارت رو پايين مي كشيدي ، پاهاتو باز مي كردي منم آبم رو مي ريختم لاي پاهات ......