ديشب فقط دو ساعت خوابيدم اونم آخراي صبح و بعدش آتنا اومد در اتاقمون و گفت: بچه ها بيچاره ... دریای آتش است كه ریزم به كام خویش، گرداب می رباید و آبم نمی برد ......
تا اینکه احساس کردم ابم داره میاد خودشم ظاهرا فهمید وگفت که ابتو همون تو بریز ... زدنمو بیشتر کردم تا اینکه ابم اومد بعدعروی تخت ولو شد منم همونجوری و در ......
معمولاً در زمستان که هوا سرد است، روزهائى که آفتاب باشد، کنار ديوار آفتاب .... مادرشو که به بون اومد ، صد قُبّه فرود اومد ، از هيبت خواهرشو ، عالم به فُغون ......
تناسب بدن و اندام رو با کمی زحمت به خودت در چند ماه میتونی درست عینه اون شخص کنی ..... کشیدم بیرون کاندوم رو برداشتم گذاشتم روی باسنش تکونی دادم و آبم اومد . ......
نفسام بلند شده بود رو علفا خوابیدیم نفسم که جا اومد گفت حالا وقتشه با بوسه ای دور شد داد زد می خوام زنم کنی بلند شدم گفتم پس کجا در رفتی گفت باید به دستم ......
اشك يعني شبنمي بر روي چوب, اشك يعني درد عاشق در گلو. اشك يعني غم براي آرزو, اشك يعني سرخي چشمان تو. اشك بعني آبي, دستان تو. اشك چشمان تو آبم ميدهد ......
