از توي اطاق بماني صداي صحبت كردن مي آمد . ... به او كرد و ادايش را در آورد:« آبم هرز ميره، ......
بعد از اينکه آبم در آمد افتادم و رو تخت.يه چند لحظه اي که استراحت کردم بلند شدم تا شايد بتونم از دستشون در برم ولي جنده ها گرفتنم و نوبت سوگل و فرانک شد. ......
استاد مهدی خالقی ( آمد نوبهار طی شد هجر یار) .... مرو مرو که بي تابم من، درون آتش و آبم من ......
انقدر این کارو کردم تا آبم ریخت تو شورتم. ... بلند ش منم آبم امد و ریخت تو دستم بیچاره . ......
چو عشق آمد که جان با من سپاریجهان سوزید ز آتشهای خوبانچو جان بیند جمال عشق ... دانم دگر از من مپرسیدمن آن آبم که ریگ عشق خوردشچو لاله کفتهای در شهر تبریز ......
مُهر دهن، كليد دل آمد ، به گفتِ پير ... زخود در تب و تابم همى ----- سوخته دل ديده پر آبم همى ......
الهی ، هر چه پیش آمد ، خوش آمد ، که مهمان سفره توایم . .... هرچند بردی آبم روی از درت نتابم. ......
آبم با همکلاسیهای خودم توی يک جوب نمیرفت. ... مادر از همهجا بیخبرم آمد . با کلی آب و تاب از ......
عطش، آبم دهید ، کسی که همراه اوست نهیب می زند: ... که ناگاه ضربه ای دیگر بر سرش فرود آمد ، ......
کوزه شکست: من آبم . این سنگ، پیوندش با من کو؟ آن زنبور، پروازش تا من کو؟ نقشی پیدا، آیینه کجا؟ این لبخند، لب ها کو؟ موج آمد ، دریا کو؟ می بویم، بو آمد . ......
هیات منتظران ظهور - او خواهد آمد - montazran313 - هیات ... دريا صدا زد اي لبت عطشان، من آبم آبي ......
هر چند بردی آبم روی از درت نتابم ***جور از ... اما يادم آمد كه تو نامهام را پيش از آن كه ......
خوش آمد باز شهر الله خوش آمد برای مردم ... فاصله داشتم حالا روی آبم اما با خودم فکر می ......
آ بم آمد از سینه تنگ واژگون دریای دلم. دلربا ديشب ابردلم اب شد و همه آبم آمد . ......
